عوامل موثر در بروز جرم

 1-تاثير عوامل زيستي
 تاثير زيست شناختي وراثت و انتقال خصوصيات جسماني، عقلاني، هوش والدين و اجداد انسان از دير زمان موضوع مطالعه روانشناسان و علماي اخلاق بوده است و اين موضوع تحت عنوان وراثت عقلي و اخلاقي مورد بررسي واقع شده است. در بين دانشمندان علوم زيستي و وراثت لمبرزو يکي از پيشگامان اين نظريه  است. اين دانشمند طي آزمايشات متعدد و مطالعات طولاني خود راجع به383 جمجمه جنايتکاران ايتاليايي و 5907 بزهکار زنده نتيجه گيري کرد که برخي اختلالات بيولوژيکي علت بزه اين افراد مي باشد و بر اساس آزمايشات اين فرضيه ( جاني ) را ارائه داد.
2-تاثير عوامل رواني: رفائل گاروفالو  از معتقدان مربوط به تاثير عوامل رواني در ارتکاب بزه است. بررسي و شناخت عوامل رواني مربوط به دانش روانشناسي جنايي است. از جمله رسالتهاي اين دانش بررسي منش و شخصيت بزهکار و ارزيابي گرايش هاي ضد اجتماعي و مطالعه روان خود آگاه و ناخود آگاه آنان به منظور تعيين مسووليت اخلاقي و اجتماعي شان است. در مطالعه اي معلوم شد که 75درصد مجرمين 18 تا 25 سال داراي بيماري رواني بودند. جرم شناس دانمارکي طي مطالعه اي به اين نتيجه رسيدند که 79 درصد مجرمين به بيماريها و اختلالات رواني از قبيل نوروز، سايکوز و روان پريش مبتلا هستند.
طبق ديدگاه روانکاوي ( فرويد ) خانواده و والدين کودک نقش بسيار بزرگي در ساختن شخصيت معتدل و استوار انسان دارند. زيرا چنانچه سير طبيعي رشد کودک تا پنج سالگي تکميل نگردد و در طي يکي از مراحل توقف حاصل شود اين امر سبب بروز اختلال ها و عکس العمل هاي ضد اجتماعي در رفتار آدمي خواهد شد. بر طبق ديدگاه روانشناسان در تحليل شخصيت بزهکار تمايلات و انگيزه هاي ناخود آگاه جايگاه مهمي دارند. از نظر اين دانشمندان مجازات افرادي که به علل اختلالات رواني مرتکب بزه مي شوند نه تنها مثمر ثمر نيست بلکه آنان را به سوي جرايمي تازه نيز سوق مي دهد. 
3-نقش عوامل اجتماعي در جرم: برخي از دانشمندان عوامل محيطي و اجتماعي را منشاپديده جرم تلقي کردند. به نظر اين دانشمندان جرم پديده اي نيست که عوامل و شرايط جسماني و روحاني افراد در آن تاثير داشته باشد بلکه عاملي که سبب بروز جنايت مي گردد جامعه و محيط است دکتر لاکاساني  رئيس مکتب محيط اجتماعي، عامل محيطي و فرهنگي را تنها موجب جرم معرفي کرده است. به نظر اين دانشمند همانطور که هر ميکروب در شرايط و محيط خاصي اجازه رشد ونمو وتکثير مي يابد پديده جرم نيز به مثابه ميکروب در محيط و فرهنگ مربوط به خود نيز زاييده مي شود. از نظر دکتر لاکاساني منشا پديده جرم تنها عوامل زيستي - رواني است. مارکي نيز پديده جرم را ناشي از وضعيت نابهنجار اقتصادي مي دانست.
مکتب سوسياليست او جامعه اشتراکي را به عنوان جامعه ايده آل معرفي مي کرد که طبق نظر آنان جرم زاييده نظام سرمايه داري است.

 عوامل جرم زاي اجتماعي

 1- نابهنجاري خانوادگي: از جمله عوامل اساسي شکل گيري شخصيت و منش فردي و اجتماعي کودک خانواده است. از ديدگاه کودک، والدين مهمترين و ارزنده ترين الگوهاي جهان هستند. کودک در محيطي که زاييده مي شود و نشو و نما پيدا مي کند به موازات فراگيري زبان و نمود ارتباط با محيط و اعضاي خانواده و جامعه، آداب و رسوم و خلقيات خانواده خود را کسب کرده و آنها را جزئي از شخصيت و منش خود مي سازد.  رفتار خشونت آميز والدين در خانواده با کودک و با همديگر، اين عقيده نادرست را در ذهن کودک بارور مي سازدکه در اجتماع نيز خشونت و جدال حلا ل مشکلات است. به نظر جرم شناسان، خانواده از جمله محيط هاي اجتناب ناپذير يا حتمي و نخستين آنهاست. خانواده از آن رو محيط حتمي تلقي شده که کودک در انتخاب آن نقشي ندارد. رفتارهاي آتي کودک تا حدود زيادي ناشي از برخوردهاي ناسالم پدر و مادر نسبت به کودک در سالهاي اوليه زندگي است.  از مهمترين ارزشهايي که لازم است کودک د محيط خانواده فرا گيرد عشق و محبت است. والدين بايد با رفتار عطوفت آميز و انساني خود کودک را از عشق ومحبت و ايثار و گذشت سرشار نموده و آنها را درگسترش و اشاعه اين ارزشهاي والاي انساني در جامعه ياري دهند. خانواده هايي که بزه پرور هستند داراي چندين ويژگي است:
1- در ميان اين نوع خانواده ها بزهکاري و ميگساري رايج است.
2- خانواده از هم پاشيده مي باشد (طلاق يا مرگ يکي از والدين ).
3-  مراقبت کافي از فرزندان به عمل نمي آيد (به علت جهل يا عمد).
4- فضاي خانواده فضاي نامطلوبي مي باشد از نظر تبعيض، افراط و تفريط، خشونت و...
 5- خانواده از نظر نژادي و مذهبي داراي تفاوت و گونه گوني زياد است.
6- در خانواده مشکلات مالي، بيکاري و... بيداد مي کند.
 2-  محروميت اقتصادي و فقر: مطالعه اجمالي تاريخ نشان مي دهد که آدمي در هر شرايط و موقعيتي به منظور بقاي موجوديت خود، درتلاش براي کسب امکانات مادي بوده است  از اين رو مسئله تامين معاش در معناي عام کلمه از مهمترين مسائل زندگي محسوب شده است. فقر و محروميت زاييده روابط ناسالم و نيز غير عادلانه نظام اقتصادي حاکم بر جامعه است. مطالعه متون اسلامي نشانگر تاکيد تاثير فقر و محروميت در نابهنجاري هاي رواني و انحرافات و تبهکاري هاست. علي (ع) فقر را موت اکبر و ديوار معرفي کرده است. بنابراين فقر و محروميت مي تواند عاملي جرم زا موجب نابسامانيها و افزايش جرائم خصوصا جرائم عليه اموال گردد. زيرا رسالت دين عبارت است از کنترل غرايز و احساسات آدمي. (موذن زادگان 1367 نقل از عبقري)
3- تاثير جنگ در افزايش جرائم: بحران جنگ از جمله عوامل اجتماعي جرم زايي است که جرم شناسان و جامعه شناسان در باره تاثير آن متفق القولند و براي توجيه آن دلايلي را ذکر کرده اند:
1- وجود موقعيتهاي نامناسب اقتصادي - اجتماعي از قبيل جيره بندي مواد غذايي، تثبيت آمرانه قيمتها، بازار سياه برخي کالاهاي ضروري جرايم را افزايش مي دهند. لطمات و صدمات مقاومت افراد را در مقابل وسوسه هاي نفساني کاهش داده و سبب بروز جرم مي گردد.
2- پراکندگي خانواده ها در اثر وقوع پديده جنگ.
3- هنگامي که کشور تحت محاصره دشمن قرار مي گيرد تعدادي از نيروهاي داخلي قصد همکاري با نيروهاي اشغال گر را پيدا مي کنند و از اين طريق همکاري با اشغالگر جزئي از جرائم محسوب مي گردد. با اين اوصاف نمي توان گفت که پديده جنگ خودبخود پديده اي شر و منفور است بلکه در بسياري از اوقات جنگ سبب تقويت روحيه آزاديخواهي، گذشت، ايثار...... نيز مي گردد

5- تاثير جمعيت شهري در وقوع جرم: بر اساس مطالعات انجام شده وقوع جرم در جمعيت شهري به مراتب بيشتر از روستاها است.

 دلايل تاثير
جمعيت شهري

 1- افراد تبهکار خصوصا حرفه اي ها به لحاظ جمعيت شلوغ شهرهاي بزرگ بهتر مي توانند از مراقبت و نظارت پليس خارج شوند
2- تجمل و ثروت در شهرهاي بزرگ عامل اغواکننده و محرک جرم هستند. افراد ضعيف النفس قدرت مقاومت در برابر اميال وسوسه انگيز را کمتر دارند.
3- در خانواده هاي روستايي به لحاظ کوچک بودن محيط زندگي ميزان نظارت فردي و اجتماعي بيشتر از شهرهاي بزرگ است. 
تحصيلات اجباري: آموزش و پرورش مطلوب يعني آموزش و پرورشي که مشارکت و تفکر انتقادي را در کودک تقويت کند و با ارزشهاي مربوط به شان و شرف آدمي عجين شده باشد. اين قدرت را دارد که جامعه ها را در طول نسلي واحد دگرگون سازد. به علاوه تامين شدن حق هر انسان در بهره مندي از تعليم و تربيت موجب محافظت او از خطرهاي گوناگون مي شود. از جمله زندگي مقرون به صرفه در رابطه با جرم مي توان گفت يکي از عوامل بسيار عمده در عدم تطابق فرد با ارزشها و هنجارهاي جامعه، عدم آشنايي او با اين ارزشها و معيارها و به عبارت ديگر عدم جامعه پذيري صحيح يا نقض فرايند جامعه پذيري او مي باشد. بعد از خانواده، مدرسه نقش موثري در جامعه پذيري شايسته فرد دارد. آموزش و پرورش از جمله خدمات عمومي است که تک تک افراد جامعه بايد از آن خدمات بهره مند شوند.
در ارتباط با اهميت حق برخورداري از آموزش و پرورش همين قدر کافي است که بداني بين فقر و بيسوادي و محروميت رابطه مستقيمي وجود دارد. نکاتي را که در امر آموزش و پرورش خصوصا مدرسه بايد به آن توجه نمود، اين است که:
1- در مدرسه: چه چيز تدريس مي شود؟
2- برنامه درسي چگونه تدوين مي شود؟
3- رابطه معلم - دانش آموز.
4- تشويق و تنبيه.
5- مدرسه و رسيدگي به مشکلات
6- برنامه ريزي اوقات فراغت.
خانواده هاي بد سرپرست: منظور کودکان و نوجواناني که در آن خانواده ها احساس آرامش نمي کنند، خانواده هايي که نسبت به فرزندان يا فرزند خوانده هايشان خشونت فيزيکي و رواني اعمال مي کنند، خانواده هايي که والدين يا يکي از آنها معتاد هستند يا در معرض از هم پاشيدگي و طلاق قرار دارند در چنين مواردي بايد «مراجع خاصي» براي اصلاح خانواده و يا نگهداري موثر از فرزندان آن متوسل شد. لازمه هرگونه اقدام در اين زمينه آگاهي از وجود چنين اوضاع خطري در خانواده هاست. اين امر ايجاد يک سيستم اطلاع رساني دقيق در اين خصوص را ضروري مي سازد. همه اعضاي جامعه بايد از وجود نهادهاي خاص حمايتي از کودکان نظير کميسر کودکان، پليس کودکان و سازمانهاي غير دولتي که در زمينه حمايت از کودکان و نوجوانان فعاليت مي کنند آگاه باشند تا بتوانند به راحتي با آن نهادها ارتباط برقرار کرده و وضعيت خطرناک خود را عنوان کنند.  مشکلات مربوط به مقوله بيکاري است که تعداد زيادي از بزهکاران از وجود اين مساله رنج مي برند و اين خود زمينه مناسب براي بزه است.


 
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشنجامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی
جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسی جامعه شناسیاسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
جامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسیجامعهشناسی
نوشته شده توسط بهنام حسنی جامعه شناس  | لینک ثابت |